شازده كوچولوی ما آرتین
شازده كوچولوی ما آرتین
همچون نامش پاک و مقدس
قالب وبلاگ

عسل مامان اولین دندونت جوونه زد و مامان هم براش یه جشن دندونی گرفت. البته چون بابا ماموریت بود دو هفته دیرتر گرفتیم. وقتی صبح روز پنجشنبه۲۱ اردیبهشت داشتم بهت صبونه زرده تخم مرغ میدادم متوجه دندونت شدم. که خیلی خیلی کوچولو بود انگاری همون موقع زده بود بیرون
ما هم یه جشن روز ۴ خرداد برات گرفتیم. و جالبه که شما و کیانوش کوچولوی نازنین که از همه کوچکتر بودین از بقیه ی بچه ها کمتر اذیت کردین. یعنی عاشق لبخنداتم. کوچولوی شیطون خوش اخلاق
 


» ادامه داستان ...
[ دوشنبه 8 خرداد 1396 ] [ 14:43 ] [ مامان آرتین ] [ ]

روز سوم خرداد جشن فارغ التحصیلی از پیش دبستانی گل مامان
صبح زود بیدار شدم و غذای اریان کوچولو رو اماده کردم و شما و بابایی رو بیدار کردم تا بریم جشن شما. گفتن یک ربع به ۹ فرهنگسرای شفق باشید ما سر وقت اونجا بودیم اما برنامه ۹:۳۰ شروع شد. اریان رو گذاشتمش پیش خاله فاطمه تا اونجا هم اون اذیت نشه و هم ما با خیال راحت تر به جشن شما برسیم. اخه وروجک انقدر عاشق داداشش هست گفتیم اگه رو سن داداشیش رو ببینه جیغ شادی سر میده
شما هم نقش زردالو رو داشتی و هم یک قسمت دکلمه. وای که موقع دکلمه مردیم از خنده. بقیه دکلمه میخوندن شما بلند بلند میخندیدی. موقع کلمه سرنوشت رو هم سرددشت گفتی
امیدوارم در تمام مراحل زندگیت موفق و شاد باشی نازنینم
عکسها رو در ادامه میزارم


» ادامه داستان ...
[ دوشنبه 8 خرداد 1396 ] [ 12:36 ] [ مامان آرتین ] [ ]

ای عزیزترینم

دومین کنسرت دوره ی ارفت روز 23 خرداد با پایان گرفتن ترم 5 به خوبی برگزار شد و من به وجود تو هر روز بیشتر افتخار میکنم. داداش کوچولوت هم از توی شکم من نظاره گره موفقیت تو بود.

پیروز باشی پسرم در تمام مراحل زندگیت. محبت


» ادامه داستان ...
[ شنبه 12 تير 1395 ] [ 13:21 ] [ مامان آرتین ] [ ]

پسرهای نازنینم

سلام

نمی دونم چرا حس اومدن اینجا کم شده غمگین

ولی خب سعی میکنم تا هرچیزی که یادم میاد رو بنویسم.

پنجشنبه 2 اردیبهشت: با دوستامون رفتیم باغ گیاه شناسی و شما و دوستات کلی خوش گذروندید.

 


» ادامه داستان ...
[ سه شنبه 4 خرداد 1395 ] [ 15:04 ] [ مامان آرتین ] [ ]

دو پسر عزیزم، سلام روزگارتون خوش

از امسال پستها رو دوتایی براتون مینویسم. چون مطمئنا خاطرات مشترک زیادی با هم خواهید داشت.

سال 94 به خوبی و خوشی پایان گرفت و یک سال جدید و برای ما متفاوت آغاز شد. سالی که قراره 4 نفره بشیم. و شما آرتین عزیزم خوب با این قضیه کنار اومدی. هرچند هنوزم اشتباها میگی خواهر جون. مرتب شکمم رو میبوسی و قلقلک میدی نی نی مونو. 

برات امسال هم تقویم درست کردم و به فامیل دادم. اخه دیگه همه منتظرن هر ساله

فدای دل مهربونت که کل عید که با آرش جون بودیم اصلا حسودی نکردی. با اینکه خیلی وقتا آرش خان بغل من بود. 

 


» ادامه داستان ...
[ دوشنبه 16 فروردين 1395 ] [ 11:31 ] [ مامان آرتین ] [ ]

 

آرتین عزیزتر از جونم در تاریخ 13 شهریور 1390 به دنیا اومد و خوشبختی ما رو صد چندان کرد.

 

فرشته مهربونم دوست داریم.

 

Daisypath Anniversary tickers

این لوگوی فرشته کوچولوی منه. دوستای وبلاگیمون اگه تمایل دارن می تونن این آدرس زیر رو کپی کنن تو قسمت تنظیمات اسکریپشون.

 

 

<div style="text-align: center;"><a href="http://shazdehkoochooloo.niniweblog.com/"><img src="http://shazdehkoochooloo.persiangig.com/image/90-7-11/12.png" alt="" /></a></div>

[ سه شنبه 23 اسفند 1390 ] [ 14:54 ] [ مامان آرتین ] [ ]
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 44 صفحه بعد
.: Weblog Themes By Pichak :.

وبلاگ آرتین خان اول

اين وبلاگ در تاريخ 1390/02/20 ساعت 14:15 توسط مامان و بابا ساخته شده تا همه لحظات تو رو توش ثبت كنن.
امکانات

جاوا اسكریپت