آرتینآرتین، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 14 روز سن داره

شازده كوچولوی ما آرتین

هفتمین مروارید آرتین خان اول

عشق مامان اثر تب دوشنبه شبت مشخص شد. روئیدن مروارید هفتم. و جالب اینکه از دندونای عقبیت در اومده. برای همین من متوجه نشدم. چند روزی بود انگشتت رو تو دهنت میذاشتی. منتظر رویش دو دندون جلویی سمت راست (بالا و پایین) بودم و هر چه نگاه میکردم، چیزی ندیدم. تا اینکه دیروز متوجه شدم دندون پایین سمت چپ، دندون بعد از نیشت در اومده. عاشقتم کوچولوی دوست داشتنی من. هفتمین مرواریدت مبارک     در ضمن کمی حالت بهتر شده، ولی همچنان سرفه میکنی. امروز هم ناچاراً گذاشتمت مهد. بهشون گفتم اگر حال نداشتی، زنگ بزنن، بیام دنبالت. انشالله زود زود خوب بشی. هم شما و هم دوستای نازت مثل علی جون. ...
15 مهر 1391

سیزده ماهگی آرتین خان اول

نازگلکم ١٣ ماهگیت مبارک   کارها و پیشرفتهاتو تو دوتا پست قبلی نوشتم. فقط مثل اینکه دوباره داری دندون درمیاری. سرت داغه و انگشتت تو دهنت. آخه شما اصلا عادت نداری دستت رو تو دهنت کنی. نازنینم کمی سرماخوردی و دیروز بردیمت دکتر. خدا رو شکر دکتر گفت یک سرماخوردگی ساده است. عاشق اون نگاه های مظلومتم. وقتی مریض میشی خیلی دلمون میسوزه، آخه از همیشه مظلوم تر میشی. این دو روز رو مهد نرفتی. مامانی اومد و تو خونه ازت مراقبت کرد. دستش درد نکنه. پریشب بابا می گفت پاشو شیطونی کن. انقدر ...
13 مهر 1391

اندر احوالات آرتین خان اول

عزیز دل مامان الهی مامان فدات شه که: موقع لباس پوشیدن تا لباس رو از سرت می پوشونم دستاتو یکی یکی میدی بالا تا آستین هات رو هم بپوشونم. الهی مامان فدات شه که: پریشب تو اتاق و تخت خودت خوابیدی. ساعتهای ٢:٢٠ ، ٣:٣٠، ٤:٣٠ و ٥:٢٥ دقیقه بیدار شدی و شیر خوردی و خوابیدی. از ٥:٢٥ بغل خودم خوابوندمت. الهی مامان فدات شه که: دیروز اصلا حال نداشتی، نه سرلاک خوردی، نه سوپ و نه عصاره گوشت. فکر کنم تب ١٠ روز بعد از واکسن یکسالگیته. یک کم هم سرماخوردگی. مهدِ و مریضی . شربتهاتم به زور بهت دادم. دوست داشتی همش شیر بخوری و بخوابی. ساعت ١١/٥ شیر خوردی و تو تختت خوابیدی. ساعت ١٢:٤٠ بیدار شدی و شیر دادم و خوابیدی. ولی به محض اینکه می ذاشت...
11 مهر 1391

چکاب یکسالگی و روزانه های آرتینم

همه دنیای مامان خیلی اتفاقات این چند روزه افتاده که برات ننوشتم. خوب شروع کنیم تا یدونه یدونه یادم بیاد: ١. از کلاس نوپاها رفتی کلاس شیرخواران. آخه گفتن دو ماه کم داری برای کلاس نوپا. بعدش هم با اون مربی راحت نبودی. الان صدف جون مربیته. خیلی نازه. تو هم صبحها که میبینیش یه لبخند نثارش میکنی ولی به سختی از من جدا میشی. ولی خدا رو شکر بعدش خوب میمونی پیشش. بقیه مطلب رو تو ادامه ببین همه دنیای مامان خیلی اتفاقات این چند روزه افتاده که برات ننوشتم. خوب شروع کنیم تا یدونه یدونه یادم بیاد: ١. از کلاس نوپاها رفتی کلاس شیرخواران. آخه گفتن دو ماه کم داری برای کلاس نوپا. بعدش هم با اون مربی راحت نبودی. الان صدف جو...
3 مهر 1391

جشن تولد آرتین کوچولو

عشق من تم تولدت رو خرس پو انتخاب کردم. خیلی از کارهای تزئینی رو خودم و دایی مرتضی انجام دادیم. خدا رو شکر تولد خوبی بود. درسته خیلی نشد اونجوری که برنامه ریزی کردم انجام بشه ولی با بچه کوچیک همینقدرش هم خوبه.    عشق من تم تولدت رو خرس پو انتخاب کردم. خیلی از کارهای تزئینی رو خودم و دایی مرتضی انجام دادیم. خدا رو شکر تولد خوبی بود. درسته خیلی نشد اونجوری که برنامه ریزی کردم انجام بشه ولی با بچه کوچیک همینقدرش هم خوبه.    خوش آمد گویی در ورودی:   کارت دعوت:     کارت تشکر:     کارت نوش جان:   لیبل ن...
25 شهريور 1391

پنجمین و ششمین مروارید

آرتین عزیزم دو سه هفته ای لثه هات باد کرده بود و خیلی اذیت میشدی، تا اینکه دیروز دیدم دوتا دندون سمت چپ یکی بالا و یکی پایی، در اومده. فکر کنم تو هفته گذشته که سرم شلوغ بود جوونه زده و من متوجه نشدم. عزیزترینم روئیدن مرواریدهات مبارک. دو دندون سمت راستت هم احتمالا به زودی درمیان. آخه لثه هات سفید شدن و باد کردن. الهی قربونت برم من.   1. چند روزیه که همش گاز میگیری، البته به خاطر دندوناته. امیدوارم این عادت رو ترک کنی. 2. دیگه به مهد عادت کردی و کمتر گریه میکنی. خدا رو شکر غذاتو هم میخوری. (البته مربیهات میگن) 3. شما هیچوقت عادت نداشتی چیزی بذاری دهنت، مگر بعضی خوراکی ها. غذا که بهت میدادم مخصوصا غذ...
20 شهريور 1391