آرتینآرتین، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 15 روز سن داره

شازده كوچولوی ما آرتین

گام به گام با آرتین خان اول

یکی یکدونه من الهی قربون او نماز خوندنت برم. دیروز تا سجاده رو پهن کردم نماز بخونم، طبق معمول جانماز رو تکون دادی تا مهر رو بندازی و باهاش بازی کنی. در کمال تعجب دیدم به شیوه های مختلف خم میشی تا سرت رو روی مهر بذاری.                     یکی یکدونه من الهی قربون او نماز خوندنت برم. دیروز تا سجاده رو پهن کردم نماز بخونم، طبق معمول جانماز رو تکون دادی تا مهر رو بندازی و باهاش بازی کنی. در کمال تعجب دیدم به شیوه های مختلف خم میشی تا سرت رو روی مهر بذاری.             ...
10 آبان 1391

نهمین مروارید آرتین خان اول

گل من نهمین مرواریدت (دندون پیشین جانبی، بالا، سمت راست) در تاریخ 30 مهر خودنمایی کرد. مبارک مبارک مبارک   نهمین مرواریدت مبارک    و اما اینجا میخوام به صورت جمعی تاریخ دندون درآوردنت رو بگم. دندون اول: دندون پیشین مرکزی، پایین، چپ              دوشنبه 18 اردیبهشت دندون دوم: دندون پیشین مرکزی، پایین، راست           دوشنبه 25 اردیبهشت دندون سوم: دندون پیشین مرکزی، بالا، چپ               سه شنبه 3 مرداد دندون چهارم: دندون پیشین مرکزی، بالا، راست     &nb...
2 آبان 1391

اولین عروسی

پسر گلم دیروز اولین عروسی رو با هم رفتیم. البته فروردین ماه، مراسم پاتختی پسرخاله جون من (امین جون و هدیه جون) رفتیم. اونجا مامان من و خاله هام بودن و خیلی به من کار نداشتی. اما این عروسی عمو محمدرضا بود و نگرانی من از اینکه کسی نیست شما رو نگه داره، خیلی زیاد بود. ولی دست بابا احسان درد نکنه از ساعت 11 که رفتیم خونه خاله سارا تا بریم آرایشگاه، تو با بابا و عمو فرید بودی و اونها هم دنبال کارهای آخرِ شبِ عروسی. قرار بود برای بعد از تالار بریم خونه عمو بابک اینا. خلاصه شما با مردها رفتی و من با خاله سارا دنبال کارهامون. هروقت هم زنگ زدم، گفتن خوبی و مشکلی نیست. یه مدتی هم پیش خاله زهرا بودی و خوابیده بودی. ساعت 6 اومدین و لباسهات رو پوش...
29 مهر 1391

عاشقتم پسرم چون:

نازدارم ١. عاشقتم پسرم چون: از اول این هفته با آرامش و بدون گریه از من جدا میشی و میری بغل مربیهای مهدت و من هم کمی عذاب وجدانم کم شده. مربیهات میگن دیگه خیلی خوب شدی و با بچه ها هماهنگی. ٢. عاشقتم پسرم چون: بالاخره پریشب 23 مهر تونستی 10-15 ثانیه رو پاهات بایستی. خیلی باحالی تا میذارمت زمین که بایستی، دو دستت رو بالا میگیری که تعادلت رو حفظ کنی. بابا میگفت براش تا 30 ثانیه بدون کمک ایستادی. دیگه باید کم کم راه بیفتی تنبل خان. ٣. عاشقتم پسرم چون: دیگه اصلا احساس تنهایی نمیکنم چون هروقت باهات حرف میرنم، خیلی بامزه جوابم رو میدی. هرچند نامفهومه ولی من خودم ترجمه میکنم. ٤. عاشقتم پسرم چون: "نه" گفتن رو خوب یاد گ...
25 مهر 1391

هشتمین مروارید آرتین خان اول

عزیز دل مامان هشتمین مرواریدت هم از صدف بیرون اومد. مبارکهههههههه یه عکس جالب تو سایت رشد (مربوط به مدارس) دیدم گفتم جالبه بذارمش و از روی عکس بگم کدوم دندونت در اومده. دندون پیشین جانبی پایین سمت راست .     هشتمین مرواریدت مبارک                             قربون اون حرف زدنت که از شنبه یا یکشنبه پیش: هر وقت میگم غذا می خوری سرت رو به علامت موافق پایین میدی و میگی : بَیی هر وقت می می می خوای یا اینکه تا می بینی دراز کشیدم سریع میای نزدیکم و میگی : مَ هر وقت میب...
19 مهر 1391

روز جهانی کودک مبارک

کودک دلبندم نازنینم روزت مبارک. پسر عزیزم شما کودکان سرمایه های زندگی ما هستین. من و بابا به وجودت افتخار می کنیم. اینجا اومدم این روز رو بهت تبریک بگم. کودک که بودیم هیچ کس روزمان را تبریک نگفت اما حالا من: روز کودک را به تو که سادگی و صداقت و صفای وجودت همچون کودکان است تبریک میگم. اولین هدیه ات از مهد کودک یک لیوان تزئین شده بود دستشون درد نکنه. * * * کاش میشد همیشه کودک بود زندگی شادی و عروسک بود * * * کاش هرگز زنگ تفریحی نبود جمع بودن بود و تفریقی نبود کاش می‌شد باز کوچک می‌شدیم لا اقل یک روز کودک می‌شدیم * * * کودکی غنچه ای از رود صداقت به صفای آب است کو...
17 مهر 1391