آرتینآرتین، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 13 روز سن داره

شازده كوچولوی ما آرتین

ده ماهگی آرتین خان اول

    فونت زيبا ساز     آرتینم 10 ماهه شدی و شمارش معکوس برای تولد یک سالگیت شروع شد. انشالله تولد ١٠٠ سالگیت. گل من این ماه هم پیشرفتهایی داشتی. البته تو پستهای قبلی یه سریشونو نوشتم. عرضم به حضورت: ١. تو این ماه سینه خیز رفتن رو شروع کردی و الان سرعتت زیاد شده.     ٢. عاشق سیم و وسایل الکترونیکی هستی. از قبیل لب تاپ، کنترل، موبایل، تلفن و ... . به سرعت خودت رو به سیم شارژر لب تاب یا مودم میرسونی و شروع میکنی به کشیدن. یه بار هم دیدم سیم شیردوش رو گرفتی و اینور و اونور میکوبی. آخه ...
13 تير 1391

یه مامان دلشکسته

پسرم الان سر کار هستم. با اینکه ساعت کاریم تموم شده و میتونم برم خونه ولی دل و دماغی برام نمونده. از دیروز خیلی بهم برخورده. داغونم و خسته ام و دل شکسته . میخوام دیر بیام خونه پیشت. برام رغبتی نمونده.                                            و اما ماجرا از این قرار بود: دیروز رفته بودم شرکت بابا احسان برای جلسه. بعد از اتمام جلسه، منتظر شدم کار بابا تموم شه و باهم بریم خونه. خلاصه بعد از کلی تو ترافیک موندن و کمی سردرد به خونه رسیدیم. مامانی شما رو بغل ...
12 تير 1391

اندر احوالات آرتین خان اول

  عزیز دردونه مامان روز به روز بزرگتر میشی و جذابیتهات بیشتر و البته شیطنت هات هم بیشتر میشه. و اما اتفاقات این چند روز: روز 18 خرداد با مامانی فاطمه و خاله سپیده و بابا احسان به قم و جمکران رفتیم و این اولین سفر شما به اونجا بود. روز جمعه 3/19 برای اولین بار موهاتو کمی کوتاه کردیم آخه نامرتب شده بود. از 3/20 با یه دستت انگشتای دست دیگه تو باز و بسته میکنی و انگاری داری می شمری 1، 2، 3 و ... قبل از سینه خیز رفتن، با غلت زدنهای پشت سر هم به یک چشم به هم زدنی از اینور اتاق به اونور می رفتی. روز چهارشنبه سی و یکم خرداد، برای اولین بار سینه خیز رفتی. کارهات خیلی بامزه اس. دست راستت ...
7 تير 1391

جشن دندونی

  سلام سلام صدتا سلام        من اومدم با دندونام میخوام نشونتون بدم          صاحب مروارید شدم یواش یواش و بیصدا          شدم جزء کباب خورا                      بالاخره مامان فرصت پیدا کرد تا برای گل پسرش یه جشن دندونی کوچولو بگیره. تاریخ 1391/03/25، ساعت 7 مهمونامون اومدن. خیلی بهمون خوش گذشت. ولی از اونجا که شما تو سر و صدا نمیخوابی، همش بیدار بودی. با اینکه بسیار خسته شده بودی ولی مقاومت میکردی تا نخوابی. و این هم هنر مامان بی هنر. ببخش دیگ...
27 خرداد 1391

چکاب نه ماهگی

عشق مامانی سلام « مرد کوچک من روزت مبار ک » پسر گلم دوشنبه تولد حضرت علی مصادف با روز مرد و پدر بود. امسال یه مرد به خونه ما اضافه شد و بابا که تا پارسال فقط همسر خوبی برای من بود، حالا به خاطر وجود شما یه پدر خوب هم شده. روزتون مبارک . انشالله روزی پدر بشی و نی نی های نازت بهت تبریک بگن. یه هدیه کوچولو هم برات خریدم فقط بخاطر اینکه بدونی دومین مرد خونمون هستی. اینم یه عروسک باب اسفنجی که عاشق کارتونش هستی (البته بیشتر آهنگ تبلیغاتش). و اما به علت تعطیلات این هفته، دیروز بردمت چکاب. که خدا رو شکر راضی کننده بود. آقای دکتر گفت در صورت تمایل شما، دو قاشق از غذاتو بریزم تو ظرفی و بذارم خودت بخوری. گ...
18 خرداد 1391