آرتینآرتین، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 15 روز سن داره

شازده كوچولوی ما آرتین

سیزدهمین مروارید آرتین خان اول

گل مامان روئیدن سیزدهمین مرواریدت مبارک بالاخره پس از یکی دوماه آب دهن ریختن و دست تو دهن کردن دندون سیزدهمت رونمایی شد.  دندون نیش، فک پایین، سمت چپ. البته هنوز گاهی اوفات دستت تو دهنت میره، البته سمت راست.               بابا دیروز برای ماموریت رفته یزد. امشب هم دیر برمیگرده. شما هم عصر که از خواب بیدار شدی، مرتب میگفتی، بابا. تا اینکه زنگ زدم باهاش صحبت کردی. نمیدونم چرا موقع صحبت با بابا خجالت میکشیدی. فکر کنم میخواستی خودت رو لوس کنی. از ساعت 11 رفتیم رو تخت و کلی با هم بازی کردیم و می می خوردی تا خوابیدی. هر روز که بابا از س...
4 ارديبهشت 1392

اولین روز مهدکودک در سال 92

عشق مامان شنبه 31 فروردین برای اولین بار در سال 1392 بردمت مهد. صبح خواب بودی، ولی به محض اینکه خواستم بدم به مربیهات بیدار شدی و از اونجا که یکماهی رو نرفته بودی، گریه کردی. منم دلم نمیومد  شما رو بذارم. ولی گفتن برو و نگران نباش. ساعت 10 تماس گرفتم و گفتن داری بازی می کنی و گریه نکردی. خدا رو شکر بچه سازگاری هستی. از این بابت خدا رو شکر میکنم. وقتی بعدازظهر اومدم دنبالت، با صحنه قشنگی مواجه شدم، همیشه شما رو بغل می کردن و میاوردن پیش من. اما در باز شد و دیدم یه پسر خوشگل کیف تو دستش اومد سمت در. قربونت برم شما خودت اومدی. تا منو دیدی لبخند زدی و کیفت رو به من دادی، خودت هم اومدی بغلم و باهام اومدیم خونه. نمی دونی چقدر اون صحن...
2 ارديبهشت 1392

نوزده ماهگی آرتین خان اول

عزیز دلم نوزده ماهه شدی. خوشگل مامان 19 ماهگیت مبارک.  نوزده ماهگیت مبارک فدای تو بشم من. انشالله تولد 19 سالگیت فرشته نازنینم. روزها پی هم میگذره و شما بیشتر به من وابسته میشی. مخصوصا از نظر شیر خوردن. امیدوارم راحت بتونم از شیر بگیرمت و خیلی اذیت نشی. روز به روز کلمات بیشتری یاد می گیری. از دیگر کلماتی که فراموش کردم بگم. "سوبابا" یا "سوبا" هستش که به سوئیچ میگی. "پیستَه" به معنای پسته به ماشین میگی ماشین. ولی وقتی میخوای رانندگی کنی میگی: "دی دید". ...
14 فروردين 1392

نوروز 1392

سال نو مبارک دوستای گلم به علت نداشتن اینترنت سال نو رو دیر تبریک گفتم. امیدوارم همتون سال خوب و پرموفقیت رو کنار خونواده هاتون داشته باشید.   و اما سفر نوروزیمون رو از روز سه شنبه 29 اسفند شروع کردیم. ساعت 6 صبح راه افتادیم و 6 بعدازظهر رسیدیم بجنورد خونه مادرجون و بابا جون من. تو راه خیلی آقا بودی و اصلا اذیت نکردی. فدای تو بشم من.   سال  نو  مبارک دوستای گلم به علت نداشتن اینترنت سال نو رو دیر تبریک گفتم. امیدوارم همتون سال خوب و پرموفقیت رو کنار خونواده هاتون داشته باشید.   و اما سفر نوروزیمون رو از روز سه شنبه 29 اسفند شروع کردیم. ساعت 6 صبح راه افتادیم و 6 بعدازظهر...
12 فروردين 1392

واکسن 18 ماهگی و شیرین زبونیهای آرتینم

شکر مامان بالاخره گل پسرم واکسنش رو زد. با 14 روز تاخیر. به علت مریضی واکسنت عقب افتاد. ولی خدا رو شکر دیروز واکسنت رو زدیم. گفتن خیلی دستش درد میگیره، دستمال گرم کن بذار روش. من هم یکبار انجام دادم ولی دیدم درد نداری دیگه این کار رو ادامه ندادم. خدا رو شکر خیلی خوب بودی و تا امروز هم مشکلی نداشتی، فقط وقتی رو قسمت واکسنت دست میزدیم دردت میومد. چکاب 18 ماهگیت هم به شرح زیره: قد: 84 سانتیمتر وزن:  11/250 کیلوگرم دور سر: 50 سانتیمتر خیلی عقب افتادم از نوشتن شیرین کاریهات. آخر ساله و کار و کار و کار. هم خونه و هم سر کار. و اما: از شیرین زبونیت بگم که دل می بری حسابی. هرچی میگیم تکرار میکنی. میگم...
28 اسفند 1391

اولین خواب تو تخت خودت

عشق مامان دیشب برای اولین بار تو تخت خودت تا صبح خوابیدی. هوررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررا البته قبلا چند بار تلاش کرده بودم ولی فقط تا 3 یا 4 صبح می خوابیدی و بعدش با گریه میومدی پیش من. دیگه تصمیمم رو گرفتم و شما هم منو یاری کردی. شب ساعت 12/5 خوابوندمت البته به زور. چون بعدازظهر از ساعت 5 تا 9 خوابیده بودی، خوابت نمی برد. انقدر تو تخت ما وول خوردی و می می خوردی تا بالاخره تسلیم شدی و خوابیدی. حدود ساعت 1 بردم تو تخت خودت. شما هم خوابیدی تا ساعت 4 که یکبار بلند شدی بهت شیر دادم و دوباره خوابیدی تا صبح که مجبور بودم برای رفتن به مهد آماده ات کنم. البته قبلش یک شیشه شیرعسل بهت دادم و خودت گر...
19 اسفند 1391

هجده ماهگی آرتین خان اول

خوشگل ترین پسر دنیا هجده ماهگیت مبارک   فونت زيبا ساز امروز باید می بردیمت واکسن 18 ماهگیت رو بزنیم. ولی چون داری دارو می خوری گذاشتیم برای چند روز دیگه که کاملا خوب شی. انشالله.   اینم یه عکس بعد از مریضی آرتین. خیلی لاغر شده پسرم. از این روزها بگم که بعد از یک هفته از دیروز رفتی مهد کودک. امروز هم ازتون عکس نوروز گرفتن. راستی سه روزی هست که تو دهنت برفک زده. علتش رو نمیدونم، اوایل اذیت می شدی ولی خدا رو شکر بهتری. خدا رو شکر که مهد نبودی اینطوری شد. آخه تا یک کم مریض هم میشی، میگن از مهده. حالا چی میگن؟  . بعضی ها میگن یه چیزه کثیف گذ...
13 اسفند 1391